السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

220

تفسير الميزان ( فارسي )

فرموده نزديكش نشويد ، نه اينكه از آن نخوريد ، و از خوردن آن هم كه نهى كرده ، براى اين نهى كرده كه مبادا فرشته ، و يا از جاودانان در بهشت شويد ، و برايشان سوگند هم خورد ، كه من از خير خواهان شمايم ، آدم و حوا هم تا آن روز به كسى بر نخورده بودند ، كه بدروغ سوگند خورده باشد . به همين جهت فريب او را خورده ، و بسوگند او اعتماد نموده ، و از آن درخت خوردند ، و تازه اين جريان قبل از رسيدن او بمقام نبوت بود ، و اين نافرمانى هم گناه كبيره نبوده كه بخاطر آن مستحق آتش شود ، بلكه از صغيره هايى بوده كه خدا كسى را بخاطر آن عذاب نمىكند ، و صدور آن از انبياء قبل از آنكه مورد وحى قرار گيرند جائز است . و اما بعد از آنكه خدا او را اجتباء كرد ، و بمقام نبوتش برگزيد ، از معصومين شد ، كه نه گناه صغيره مىكنند ، و نه كبيره ، و به همين جهت است كه خداى عز و جل در باره او هم فرموده : ( وَعَصى آدَمُ رَبَّه فَغَوى ، ثُمَّ اجْتَباه ، رَبُّه ، فَتابَ عَلَيْه ، وَهَدى ) ، « 1 » و هم فرموده : ( إِنَّ اللَّه اصْطَفى آدَمَ ، وَنُوحاً ، وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ) ( تا آخر حديث ) . مؤلف : صدوق عليه الرحمه بعد از نقل اين حديث ، كه حديثى است طولانى ، گفته : اين حديث از طريق على بن محمد بن جهم كه يك مرد ناصبى ، و دشمن اهل بيت بوده ، خيلى عجيب است ، ( اين بود گفتار مرحوم صدوق ) . و اين حديث آن مرحوم را به تعجب در نياورده ، مگر بخاطر اينكه مشتمل است بر تنزيه انبياء ، و آن مرحوم در اصولى كه در حديث مزبور مسلم گرفته شده ، دقت نكرده ، و گر نه متوجه ميشد كه با مذهب ائمه اهل بيت سازگار نيست ، چون مذهب امامان اهل بيت اين است كه صدور نافرمانى از انبياء بخاطر اينكه معصومند ، هم قبل از نبوت آنان محال است ، و هم بعد از نبوت ، هم نافرمانيهاى صغيره ، و هم كبيره . علاوه بر اينكه آن طور كه اين مرد ناصبى حديث را نقل كرده ، مستلزم آنست كه جمله اى از آيه حذف شده باشد ، و تقدير ( ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِه الشَّجَرَةِ ، إِلَّا أَنْ تَكُونا ) ، جمله ( ما نهاكما ربكما عن هذه الشجرة ، و انما نهاكما عن غيرها ، و ما نهاكما عن غيرها ، الا ان تكونا ) الخ ، باشد يعنى خدا اصلا شما را از اين بوته نهى نكرده ، بلكه از غير اين نهى كرده ، و از آن غير هم نهى نكرده ، مگر براى اينكه فرشته ، و يا جاودان نباشيد ) ، در حالى كه آيه : ( اى آدم آيا ميخواهى تو را بدرختى راهنمايى كنم ، كه درخت جاودانگى و ملك دائمى است ) ؟ « 2 » دلالت دارد بر اينكه ابليس وى را تشويق مىكرده ، بر اينكه از عين آن درخت كه ممنوع شده بخورد ، و به اين منظور او را تطميع مىكرده ، به اينكه اگر از آن بخورى ، جاودان ميشوى ، تا از آن درخت كه با نهى خدا از آن محجوب

--> 1 - سوره طه آيه 122 2 - سوره طه آيه 120